لم زدن
واژه «لم زدن» در فارسی دو معنی اصلی دارد که بسته به موقعیت فرق میکند. معنای اول آن «در آرامش و راحتی دراز کشیدن و استراحت کردن» است، یعنی کسی که روی زمین، مبل یا جای راحت دیگری دراز کشیده و آسوده است. این کاربرد بیشتر در متون کهن و ادبی دیده میشود و حالتی از آرامش و فراغت را نشان میدهد. معنای دوم «لم زدن» به حرکت زیاد و بیقرار اشاره دارد، مانند جنبیدن و ولگشتن مدام، شبیه کرم یا خاکشی که در آب یا زمین میخزد و مدام تکان میخورد. این کاربرد در زبان محاورهای مردم تهران رایج است و بیشتر بار طنز یا منفی دارد. در کل، «لم زدن» هم میتواند به معنای استراحت کردن و آرام بودن باشد و هم به معنای حرکت بیهدف و زیاد کردن، که تفاوت آن به بافت جمله و موقعیت فرد یا چیز مورد نظر بستگی دارد. این واژه نمونهای از مصدر مرکب است که معانی ساده و ملموس دارد و در متون ادبی و محاورهای کاربرد دارد.
مترادفها
استراحت کردن، لم دادن، دراز کشیدن
متضادها
رفتن، گذشتن
لغت نامه دهخدا
لم زدن. [ ل َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) واکشیدن و خوابیدن به فراغت. ( برهان ). خفتن به آسایش.
لم زدن. [ ل ُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) بسیار بودن و در آنجا جنبیدن مانند کرم و خاکشی در آب گندیده. وول زدن ( در تداول مردم تهران ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) لم دادن.
بسیار بودن و در آن حال جنبیدن مانند کرم و خاکشی در آب گندیده. وول زدن.
جمله سازی با لم زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از یک هفته کاری بسیار پرمشغله و خستهکننده، او تصمیم گرفت تمام روز یکشنبه را در آرامش مطلق روی کاناپه به لم زدن بگذراند.
💡 بسیاری از مردم ترجیح میدهند در تعطیلات آخر هفته، به جای فعالیتهای پرتحرک، به لم زدن در کنار خانواده و تماشای فیلمهای سینمایی بپردازند.
💡 نشستن در کنار ساحل و لم زدن در زیر نور خورشید، میتواند یکی از بهترین روشها برای کاهش استرس و بازیابی انرژیهای از دست رفته باشد.