زه زدن
کلمهی «زه زدن» در فارسی یک فعل مرکب است که دو معنای متفاوت اما مشهور دارد. معنای نخست آن مربوط به بیرون شدن ناخواسته مقدار کمی رطوبت از مخرج، بهویژه از بچه شیرخوار یا فرد بیمار است. این حالت بدون اختیار و معمولاً در اثر ضعف جسمی رخ میدهد. در این کاربرد، «زه زدن» جنبهی پزشکی و جسمی دارد و در متون قدیمی زبان فارسی نیز به همین معنا آمده است.
اما معنای دوم «زه زدن» اصطلاحی و مجازی است و در گفتگوهای روزمره و ادبیات کاربرد فراوان دارد. در این معنا، «زه زدن» یعنی کنارهگیری کردن، کم آوردن، عقب کشیدن یا از میدان در رفتن؛ مخصوصاً زمانی که کسی ابتدا ادعا میکند کاری برای او آسان است، اما هنگامی که با سختی روبهرو میشود، از انجام آن شانه خالی میکند. این واژه در این معنا حالت سرزنش یا نکوهش دارد، زیرا نشاندهنده ضعف در عمل در برابر گفتار است. از نظر معنایی این واژه با عباراتی چون «کم آوردن»، «کنار کشیدن»، «جا زدن» و «از مسئولیت فرار کردن» نزدیک است.
متضادها
شوق گرفتن، اشتیاق یافتن، لذت بردن
لغت نامه دهخدا
زه زدن. [ زِه ْ زَ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول، بیرون شدن کمی رطوبت از مخرج زیرین بیمار یا طفل شیرخوار و غیره. بی اراده کمی پلیدی بیرون شدن از کسی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || انصراف وترک گفتن و گریختن از سنگینی کاری که قبلاً آن را به چیزی نمی شمرد و مدعی توانستن آن بود. از میدان بدر رفتن. از دعوی خود بازآمدن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). از میدان دررفتن. از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ماده بعد شود.
فرهنگ معین
(زِ. زَ دَ ) (مص ل. ) (عا. ) از پا درآمدن، از میدان به در رفتن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) از میدان در رفتن.
ویکی واژه
(عا.)
از پا درآمدن، از میدان به در رفتن.