لقیف

لغت نامه دهخدا

لقیف. [ ل َ ] ( ع ص ) چست. || زیرک. یقال: رجل ثقیف ٌ لقیف. || حوض فروریخته از زیر فراخ کرانه. ( منتهی الارب ). || حوض پرآب. ( مهذب الاسماء ). || چاه استوارناکرده بناء از کلوخ برآورده. || چاه پرآب که به کندن آب جاری گردد. ( منتهی الارب ).

سفله یعنی چه؟
سفله یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز