لقطات

مترادف‌ها

نماها، صحنه‌ها، تصاویر

لغت نامه دهخدا

لقطات. [ ل ُ ق َ ] ( ع اِ ) ج ِ لقطة. رجوع به لقطه شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع لقطه.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران