لدغه
مترادفها
نیش، گزیدگی
لغت نامه دهخدا
( لدغة ) لدغة. [ ل َ غ َ ] ( ع مص ) لسعة. نهشة. نیش زدن مار و کژدم.( غیاث ). گزیدن: و بدانکه هرجا گل است خاراست... و آنجا که در شاهوار است نهنگ مردم خوار است و لذت عیش دنیا را لدغه اجل در پس است. ( گلستان ).
- موضع لدغة؛ جای گزیدگی: و اذا شرب ماؤه او صب علی موضع اللدغة... ( ابن البیطار ).
فرهنگ عمید
نیش، گزش.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) نیش زدن ( مار و کژدم جز آنها ) گزیدن: و بدانکه هر جا گل است خار است... و آنجا که در شاهوار است نهنگ مردم خوار است و لذت عیش دنیا را لدغ. اجل در پس است.