قیق کردن

لغت نامه دهخدا

قیق کردن. [ ق َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آواز کردن ماکیان و خروس. ( فرهنگ فارسی معین ):
سحر که کرد ز شادی خروس طبعم قیق
زدم به گوشه دستار لب گل تزریق.فوقی یزدی ( از فرهنگ فارسی معین ).رجوع به قَیق شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) آواز کردن کامیان و خروس: سحر که کرد شادی خروس طبعم قیق زدم بگوشه دستار لب گل تزریق.

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز