قوراء تصویر معنی قوراء لغت نامه دهخدا قوراء. [ ق َ ] ( ع ص ) مؤنث اقور، فراخ. وسیع: دارقوراء؛ خانه فراخ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). کلمات مرتبط قبیحه جوفاء وئیه فضفاض کاظیه ورکاء کوعاء گزارش محتوای نامناسب