کلمه «قفطان» به نوعی لباس بلند و گشاد گفته میشود که معمولاً روی لباسهای دیگر پوشیده میشود. این واژه در اصل همان «خِفتان» است و در متون عربی و فارسی به کار رفته است. قفطان اغلب از پارچههایی مانند پنبه، ابریشم یا پشم دوخته میشده و هم در میان مردان و هم زنان رواج داشته است. این لباس در گذشته بهویژه در میان پادشاهان، بزرگان و افراد صاحبمنصب کاربرد داشته و نشانهای از شأن و جایگاه اجتماعی بوده است. بر اساس منابع لغوی، کاربرد این واژه از حدود قرن شانزدهم میلادی رواج بیشتری یافته است. با این حال، در سفرنامه ابن بطوطه نیز به قفطان اشاره شده و آن را نوعی جامه پنبهای کوتاه معرفی میکند. قفطان معمولاً آستیندار و آزاد بوده و برای مناطق گرم مناسب شمرده میشده است. این لباس در فرهنگهای مختلف اسلامی و شرقی جایگاه ویژهای داشته است.
قفطان
لغت نامه دهخدا
قفطان. [ ق َ / ق ُ ] ( ع اِ ) خفتان. دزی در ذیل قوامیس عرب آرد: استعمال این کلمه از قرن 16 م. بالاتر نیست لیکن در سفرنامه ابن بطوطه چنین آمده است: و کنت اراه [ ابوعبداﷲ مدعو بخلیل ] لابساً جبة بیضاء قصیرة من ثیاب القطن المدعوة بالقفطان. ( رحله ابن بطوطه چ مطبعه ازهریه صص 92-93 ).
قفطان. [ ] ( اِخ ) ابراهیم بن حسن بن علی سعدی ریاحی نجفی. از دانشمندان و شاگردان صاحب جواهر است. او راست: 1- اقل الواجبات فی حج التمتع. 2- المتعة. وفات وی به سال 1279 هَ. ق. اتفاق افتاد. ( از الذریعه ج 2 ص 275 ) ( از ریحانة الادب ج 3 ص 311 ).
قفطان. [ ] ( اِخ ) احمدبن حسن، برادر ابراهیم بن حسن. از ادیبان و شاعران بود. وی به سال 1293 هَ. ق. وفات یافت. ( ریحانة الادب ج 3 ص 315 ).