قطافه
مترادفها
میوه، خوشه، گل
لغت نامه دهخدا
( قطافة ) قطافة. [ ق ُ ف َ ] ( ع اِ ) آنچه از انگور در هنگام چیدن افتد. ( اقرب الموارد ). غژم افتاده از خوشه به درودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
جمله سازی با قطافه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در میان باغهای سرسبز و انبوه جنگل، قطافهی زیبایی از درخت نارنج با شکوفههای سفید و عطر دلانگیز خود نظر هر رهگذر مسافری را جلب میکرد.
💡 شاعر در این بیت از اشعار کلاسیک خود، از قطافهی سبز و تازه درختان در فصل بهار برای توصیف زیباییهای بیپایان طبیعت و شکوفایی زندگی استفاده کرده است.
💡 وزش باد ملایم پاییزی باعث شد که قطافهی کوچکی از درخت گردو جدا شده و با صدای آرام به روی زمین خیس و پوشیده از برگهای زرد بیفتد.