قردوده
لغت نامه دهخدا
( قردودة ) قردودة. [ ق ُ دَ ] ( ع اِ ) زمین درشت بلند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
قردودة. [ ق ُ دَ ] ( اِخ ) موضعی است. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
موضعی است
( قردودة ) قردودة. [ ق ُ دَ ] ( ع اِ ) زمین درشت بلند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
قردودة. [ ق ُ دَ ] ( اِخ ) موضعی است. ( منتهی الارب ).
موضعی است