قرائح

لغت نامه دهخدا

قرائح. [ ق َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ قریحة، اول آبی که از چاه برآید. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به قریحه شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - طبیعت طبع ۲ - ادراک اندر یافت ۳ - طبع شعر و نویسندگی: تا کسوتی زیبنده از دست باف قریحه خویش درو پوشم.جمع: قرایح ( قرائح ) قریحه خراشیدن. ( مصدر ) بقریحه خود فشار آوردن: متکلفی خاطر رنجانیده است و قریحت خراشیده.

کوبل یعنی چه؟
کوبل یعنی چه؟
بج یعنی چه؟
بج یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز