واز

لغت نامه دهخدا

واز. ( ص ) صورتی از «باز» به معنی گشاده و مفتوح. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به باز شود.
واز. ( اِخ ) دهی است از دهستان نائیج بخش نور شهرستان آمل که در 28 هزارگزی آمل قرار دارد. ناحیه ای است کوهستانی و جنگلی و معتدل و مرطوب با 540 تن سکنه که با آب رودخانه مشروب میشود و شغل اهالی زراعت و محصول آنجا غلات و لبنیات است دارای دبستان و راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).

فرهنگ معین

(ص. ) باز، گشوده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) وجهی و مالی که شاه و امیر زیر دست بشاه زبر دست پردازد یا دولت از مردم گیرد.
دهی است از دهستان نائیج بخش نور شهرستان آمل که در ۲۸ هزار گزی آمل قرار دارد.

ویکی واژه

باز؛ گشوده.

جمله سازی با واز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 افتاده است دور ز نزدیکی خدا صائب کسی که ذکر به آواز می‌کند

💡 کار شعر و شعرا زیر میانه ست چنان که نه آوازۀ تحسین و نه او مید عطاست

💡 برون ز کون و مکانست گرچه پروازم خروش شهپر طاوس لامکانی کو

💡 آوازه من به هند و روم افتاده من خود به کدام مرز و بوم افتاده

💡 دوان گشتند از دروازه در باغ بیاوردند گل را بر جگر داغ

💡 فرامرز بشنید آواز اوی بر او آشکارا شد آن راز اوی

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز