قذاره
مترادفها
کثافت، آلودگی، ناپاکی، جرم
متضادها
پاکی، نظافت، پاکیزگی
لغت نامه دهخدا
( قذارة ) قذارة. [ ق َ رَ ] ( ع مص ) پلید گردیدن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). و این از باب سمع و نصر وکرم هر سه آمده است. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با قذاره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای حفظ سلامت جامعه و جلوگیری از شیوع بیماریهای خطرناک، باید تمام تلاش خود را برای پاکسازی این قذارهها از محیطهای شهری و فضاهای عمومی به کار بندیم.
💡 متاسفانه به دلیل بیتوجهی مسئولین در مدیریت پسماندها، قذارههای زیادی در رودخانههای اصلی شهر دیده میشود که سلامت اکوسیستم آبی منطقه را به شدت تهدید میکند.
💡 برخورد با این حجم از قذاره در خیابانهای اصلی نشاندهنده ضعف در سیستم نظافتی شهر است و نیاز به برنامهریزی دقیق برای رفع این مشکل دارد.