قدائم
مترادفها
پیشینیان، گذشتگان، اسلاف
متضادها
متأخر، پسین
لغت نامه دهخدا
قدائم. [ ق َ ءِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ قدوم. نیک مبارزان و دلیران. رجوع به قدوم شود. ج ِ قدیم. ( منتهی الارب ). رجوع به قدیم شود.
فرهنگ فارسی
جمع قدوم نیک مبارزان و دلیران
پیشینیان، گذشتگان، اسلاف
متأخر، پسین
قدائم. [ ق َ ءِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ قدوم. نیک مبارزان و دلیران. رجوع به قدوم شود. ج ِ قدیم. ( منتهی الارب ). رجوع به قدیم شود.
جمع قدوم نیک مبارزان و دلیران