فیروز گردیدن

مترادف‌ها

فیروزه‌گون شدن

لغت نامه دهخدا

فیروز گردیدن. [ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) فیروز گشتن. فیروز آمدن.

فرهنگ فارسی

پیروز گردیدن

جمله سازی با فیروز گردیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در اشعار کهن فارسی، شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا، آرزوی فیروز گردیدن و پیروزی در میدان‌های نبرد را برای پادشاه خود بیان کرده است.

💡 آن قهرمان بزرگ پس از سال‌ها مبارزه و جانفشانی در راه حق، سرانجام موفق شد در نهایت فیروز گردیده و عدالت را در جامعه برقرار سازد.

💡 هدف اصلی هر انسان در این زندگی، تلاش برای رسیدن به عدالت و فیروز گردیدن در مسیرهای اخلاقی و انسانی است که به پیشرفت جامعه کمک می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران