لغت نامه دهخدا
فیروز شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کامیاب شدن. پیروز شدن. ( یادداشت مؤلف ):
هر کس که شود به مال دنیا فیروز
در چشم کسان بزرگ باشد شب و روز.خاقانی.رجوع به فیروز شود.
فیروز شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کامیاب شدن. پیروز شدن. ( یادداشت مؤلف ):
هر کس که شود به مال دنیا فیروز
در چشم کسان بزرگ باشد شب و روز.خاقانی.رجوع به فیروز شود.
پیروز شدن
کامیاب شدن پیروز شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این بین فیروز با فرح پهلوی تماس و از وی تقاضای کمک میکند. فرح پهلوی نیز به گفته خود در مقابل محمدرضا شاه پهلوی زانو زده و تقاضای عدم وصل شدن ۳۰۰ هکتار پردیسان به ۵۰۰ هکتار شهرک غرب را مینماید که با موافقت شاه؛ تیر آنهایی که قصد شهرک سازی در آن اراضی گرانقیمت آن زمان را داشتند به سنگ میخورد.