فعالیت پسین
مترادفها
فعالیتهای ثانویه، فعالیتهای بعدی
متضادها
فعالیت پیشین
فرهنگستان زبان و ادب
{successor activity, successor} [مدیریت-مدیریت پروژه] فعالیتی زمان بندی شده که بنابر یک رابطۀ منطقی پس از فعالیت پیشین انجام می پذیرد
ویکی واژه
فعالیتی زمانبندیشده که بنابر یک رابطۀ منطقی پس از فعالیت پیشین انجام میپذیرد.
جمله سازی با فعالیت پسین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از اتمام دوره آموزشی برگزار شده در دانشگاه، شرکتکنندگان باید تمامی فعالیت پسین و تکالیف تعیین شده را تا پایان هفته جاری به صورت آنلاین ارسال نمایند.
💡 مدیر پروژه تاکید کرد که هرگونه فعالیت پسین و بررسیهای تکمیلی پس از عملیات اجرایی، برای اطمینان از کیفیت نهایی محصول بسیار حیاتی و ضروری به نظر میرسد.
💡 در برنامههای درمانی، انجام فعالیت پسین و پیگیری مداوم وضعیت بیمار پس از جراحی، نقش بسیار مهمی در سرعت بخشیدن به روند بهبودی و سلامت کامل او دارد.