لغت نامه دهخدا
فضیخ. [ ف َ ] ( ع اِ ) دوشاب انگور. || شرابی که از عصاره غوره خام سازند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || شیربسیار آب آمیخته. ( منتهی الارب ). شیری که آنقدر بر آن آب ریخته باشند که رقیق شود. ( از اقرب الموارد ).
فضیخ. [ ف َ ] ( ع اِ ) دوشاب انگور. || شرابی که از عصاره غوره خام سازند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || شیربسیار آب آمیخته. ( منتهی الارب ). شیری که آنقدر بر آن آب ریخته باشند که رقیق شود. ( از اقرب الموارد ).
دوشاب انگور. یا شیر بسیار آب آمیخته
[ویکی فقه] فَضیخ در معانی زیر به کار رفته است.
۱. مایعی مست کننده، برگرفته شده از خرمای رسیده یا نارس. ۲. نام مسجدی در مدینه ( مسجد فضیخ ).