فریضه گردیدن

لغت نامه دهخدا

فریضه گردیدن. [ ف َ ض َ / ض ِ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) واجب شدن. فرض شدن: بر ایشان واجب و فریضه گردد که چون یال برکشند خدمتهای پسندیده نمایند. ( تاریخ بیهقی ).

فرهنگ فارسی

واجب شدن. فرض شدن

مستفید یعنی چه؟
مستفید یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز