فروغناک
مترادفها
درخشان، تابناک، تابان، نورانی، پرفروغ
متضادها
تاریک، تیره
لغت نامه دهخدا
فروغناک. [ ف ُ ] ( ص مرکب ) روشن. منور. فروغمند:
چون شمع دلم فروغناک است
گر بازبری سرم چه باک است.نظامی.رجوع به فروغ شود.
جمله سازی با فروغناک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 علم و دانش، راهی است که میتواند آیندهای فروغناک و روشن برای نسلهای آینده در این سرزمین فراهم آورد و جامعه را به سمت پیشرفت سوق دهد.
💡 با تلاشهای مداوم و پشتکار فراوان، هر انسانی میتواند مسیری فروغناک در زندگی حرفهای خود پیدا کند و به جایگاههای بسیار والایی در جامعه دست یابد.
💡 روشنگری و تفکر انتقادی باعث میشود که ذهن انسانها از تاریکی جهل خارج شده و به سوی آیندهای فروغناک و سرشار از آگاهی و درک حرکت کند.