فروتابیدگی
مترادفها
درخشندگی، تابندگی، لمعان، برق
فرهنگستان زبان و ادب
{downwarp} [زمین شناسی] بخشی از پوستۀ زمین که در پهنه ای وسیع به سمت پایین خم شده است
ویکی واژه
بخشی از پوستۀ زمین که در پهنهای وسیع به سمت پایین خم شده است.
درخشندگی، تابندگی، لمعان، برق
{downwarp} [زمین شناسی] بخشی از پوستۀ زمین که در پهنه ای وسیع به سمت پایین خم شده است
بخشی از پوستۀ زمین که در پهنهای وسیع به سمت پایین خم شده است.