فروتابیدن

فروتابیدن

واژه «فروتابیدن» در زبان فارسی از ترکیب «فرو» به معنای پایین و «تابیدن» به معنای درخشیدن یا نور افکندن تشکیل شده است و در مجموع به معنای تابیدن نور از بالا به سمت پایین به کار می‌رود. این واژه معمولاً برای توصیف حالت تابش آفتاب یا نور شدید خورشید بر سطح زمین استفاده می‌شود. در متون کهن فارسی، «فروتابیدن» تصویری از نور یا خورشید را نشان می‌دهد که از آسمان به سوی زمین می‌تابد و فضای زیرین را روشن یا گرم می‌سازد. همچنین این واژه می‌تواند به‌صورت کلی به هر نوع تابش از بالا به پایین اشاره داشته باشد، نه فقط نور خورشید. در ادبیات فارسی، شاعران از این واژه برای بیان شدت نور یا گرمای آفتاب در بیابان‌ها و فضاهای باز استفاده کرده‌اند. از نظر معنایی، «فروتابیدن» بیشتر بر جهت حرکت نور تأکید دارد و نشان می‌دهد که منبع روشنایی در بالا قرار دارد. این واژه در توصیف صحنه‌های طبیعی نقش تصویری و توصیفی مهمی ایفا می‌کند و به خواننده کمک می‌کند فضای روشن و گرم را بهتر تصور کند. در کاربردهای لغوی نیز به معنای تابیدن به پایین یا فرود آمدن نور آمده است. بنابراین، «فروتابیدن» هم در معنای حقیقی و هم در معنای ادبی، به تابش نور از بالا به پایین اشاره دارد. در مجموع، این واژه تصویری روشن از تابش آفتاب یا نور از آسمان به زمین را در ذهن ایجاد می‌کند.

لغت نامه دهخدا

فروتابیدن. [ ف ُ دَ ] ( مص مرکب ) تابیدن به پائین. از بالا تابیدن:
زیرا که اگر به چه فروتابد
مه را نشود جلالت ماهی.ناصرخسرو.رجوع به تابیدن شود.

فرهنگ عمید

۱. به پایین تابیدن.
۲. تابیدن آفتاب به زمین.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) به پایین تابیدن: بیابانی دید چون جهنم آفتاب فرو تابیده دودی و غباری تا باسمان می شد.

الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز