فرو نوردیدن

لغت نامه دهخدا

فرونوردیدن. [ ف ُ ن َ وَ دی دَ ] ( مص مرکب ) طی کردن. درهم پیچیدن. جمع کردن:
بساط عمر مرا گو فرونوردزمانه
که من حکایت دیدار دوست درننوردم.سعدی.رجوع به نوردیدن شود.

فرهنگ فارسی

طی کردن. در هم پیچیدن

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
توده اهکی یعنی چه؟
توده اهکی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز