فرزنشاد

مترادف‌ها

مرحوم، فقید، درگذشته، متوفی

متضادها

زنده، در قید حیات

لغت نامه دهخدا

فرزنشاد. [ ف َ زَ ] ( اِ مرکب ) مراقبه است که سر به جیب فروبردن و متفکر و متذکر بودن ویشه درونان یعنی صاف درونان صاحب حال و سالکان ذاکرصاحب کمال باشد. ( آنندراج ). رجوع به فرزندشاد شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران