فراهم ساز دسترسی
مترادفها
تسهیل کردن، آماده کردن امکان دسترسی
متضادها
سد کردن، مانع شدن
فرهنگستان زبان و ادب
{access provider} [مهندسی مخابرات] شرکتی مانند شرکت های مخابراتی که رایانۀ کاربر را به اینترنت متصل می کند
تسهیل کردن، آماده کردن امکان دسترسی
سد کردن، مانع شدن
{access provider} [مهندسی مخابرات] شرکتی مانند شرکت های مخابراتی که رایانۀ کاربر را به اینترنت متصل می کند