فراخه

لغت نامه دهخدا

فراخه. [ ف َ خ َ / خ ِ ] ( اِمص ) موی بر اندام راست شدن. فراخیدن. ( یادداشت بخط مؤلف ). قشعریره. ( منتهی الارب ). رجوع به فراخیدن شود.

فرهنگ معین

(فَ خِ ) (اِمص. ) لرزه، رعشه.

فرهنگ عمید

راست شدن موی بر اندام از لرزه و ترس.

فرهنگ فارسی

( اسم ) موی بر اندام راست شدن قشعریره.

ویکی واژه

لرزه، رعشه.

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز