فاخریدن
مترادفها
فخر کردن، خودستایی کردن، پز دادن
متضادها
فروتنی کردن، تواضع کردن
لغت نامه دهخدا
فاخریدن. [ خ َ دَ ] ( مص مرکب ) بازخریدن. رجوع به فا شود.
فرهنگ عمید
بازخریدن.
فخر کردن، خودستایی کردن، پز دادن
فروتنی کردن، تواضع کردن
فاخریدن. [ خ َ دَ ] ( مص مرکب ) بازخریدن. رجوع به فا شود.
بازخریدن.