فاحص تصویر معنی فاحص مترادفها بررسیکننده، بازرس، پژوهشگر، تحقیقکننده لغت نامه دهخدا فاحص. [ ح ِ ] ( ع ص ) بازکاونده. تفتیش کننده. || پرکننده. || شتابنده. ( از منتهی الارب ). فرهنگ فارسی بازکاونده تفتیش کننده کلمات مرتبط مستنبی نجاث متحسب کاحصه باعرضه محو کننده