غنیمات
مترادفها
غنائم، غنیمتها
متضادها
خسارت، زیان
لغت نامه دهخدا
غنیمات.[ غ ُ ن َ ] ( اِخ ) موضعی است. ( منتهی الارب ) ( تاج العروس ). نام جایی در بلاد عرب است. ( از معجم البلدان ).
غنائم، غنیمتها
خسارت، زیان
غنیمات.[ غ ُ ن َ ] ( اِخ ) موضعی است. ( منتهی الارب ) ( تاج العروس ). نام جایی در بلاد عرب است. ( از معجم البلدان ).