غول الرجام

لغت نامه دهخدا

غول الرجام. [ غ َ لُرْ رُ ] ( اِخ ) نام جایی است. ( منتهی الارب ) ( تاج العروس ). یاقوت در معجم البلدان این شعر لبید را آورده:
عفت الدیار محلها فمقامها
بمنی تأبد غولهافرجامها.
سپس گوید: غول و رجام دو کوه اند. رجوع به معجم البلدان ذیل غول و هم ماده غول شود.

فرهنگ فارسی

نام جایی است

جمله سازی با غول الرجام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نبوده هرگز جز دیو کس در آن ساکن نبوده هرگز جز غول کس درو رهبر

💡 نه مرغ اندرو دیده یک قطره آب نه غول اندرو بوده فرزند یاب

💡 یکی دیو پیش آیدت پر ز هول خردمند خواند مر آن دیو غول

💡 چنین تا سر از پرده برداشت شید نیامد ز غولان دگر خود پدید

💡 بر در دل منتظر ایستاده شاه لیکن از غوغای غولان بسته راه

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز