لغت نامه دهخدا
( غمیسة ) غمیسة. [ غ َ س َ ] ( اِخ ) نام جایی است. شاعر گوید:
ایا سرحتی وادی الغمیسة اسلما
و کیف بظل منکما و فنون
تعالیتما فی النبت حتی علوتما
علی السرح طولا و اعتدال متون.( از معجم البلدان ).
( غمیسة ) غمیسة. [ غ َ س َ ] ( اِخ ) نام جایی است. شاعر گوید:
ایا سرحتی وادی الغمیسة اسلما
و کیف بظل منکما و فنون
تعالیتما فی النبت حتی علوتما
علی السرح طولا و اعتدال متون.( از معجم البلدان ).