لغت نامه دهخدا
غطمطم. [ غ َ طَ طَ ] ( ع ص ) دریای بزرگ بسیارآب. ( منتهی الارب ). دریای بزرگ. ( از اقرب الموارد ). غِطَم. ( اقرب الموارد ). رجوع به نشوء اللغة العربیة ص 116 و 118 شود.
غطمطم. [ غ َ طَ طَ ] ( ع ص ) دریای بزرگ بسیارآب. ( منتهی الارب ). دریای بزرگ. ( از اقرب الموارد ). غِطَم. ( اقرب الموارد ). رجوع به نشوء اللغة العربیة ص 116 و 118 شود.