غطرس
متضادها
متواضع، فروتن، خاکی
لغت نامه دهخدا
غطرس. [ غ ِرِ ] ( ع ص ) ستمکار متکبر. ( منتهی الارب ). غطرس و غطریس؛ ظالم متکبر معجب. ج، غَطارِس. ( اقرب الموارد ).
متواضع، فروتن، خاکی
غطرس. [ غ ِرِ ] ( ع ص ) ستمکار متکبر. ( منتهی الارب ). غطرس و غطریس؛ ظالم متکبر معجب. ج، غَطارِس. ( اقرب الموارد ).