لغت نامه دهخدا
غزلگویی. [ غ َ زَ ] ( حامص مرکب ) غزل سرایی. غزل پردازی. غزلخوانی. غزل گفتن. غزل سراییدن:
هر مرغ به دستانی در گلشن شاه آمد
بلبل به نواسازی حافظ به غزل گویی.حافظ.
غزلگویی. [ غ َ زَ ] ( حامص مرکب ) غزل سرایی. غزل پردازی. غزلخوانی. غزل گفتن. غزل سراییدن:
هر مرغ به دستانی در گلشن شاه آمد
بلبل به نواسازی حافظ به غزل گویی.حافظ.