غر و فر
مترادفها
آشفتگی، هیاهو، ولوله، بلوا
متضادها
تواضع، فروتنی
لغت نامه دهخدا
غر و فر. [ غ ِرْ رُ ف ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) ناز و غمزه. قر و غمزه. ترکیبی از: غر + فر. رجوع به همین مدخل ها شود.
آشفتگی، هیاهو، ولوله، بلوا
تواضع، فروتنی
غر و فر. [ غ ِرْ رُ ف ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) ناز و غمزه. قر و غمزه. ترکیبی از: غر + فر. رجوع به همین مدخل ها شود.