عیب پوشانی
مترادفها
پردهپوشی، پنهان کردن عیب
متضادها
عیبجویی، افشا کردن
فرهنگستان زبان و ادب
{fault masking} [علوم نظامی] پوشاندن و تصحیح هم زمان خطاهای ایجادشده
پردهپوشی، پنهان کردن عیب
عیبجویی، افشا کردن
{fault masking} [علوم نظامی] پوشاندن و تصحیح هم زمان خطاهای ایجادشده