لغت نامه دهخدا
عهب. [ ع َ ] ( ع مص ) نادانستن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). ندانستن چیزی را، و آن را با غین معجمه نیز خوانند. ( از اقرب الموارد ).
عهب. [ ع َ ] ( ع مص ) نادانستن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). ندانستن چیزی را، و آن را با غین معجمه نیز خوانند. ( از اقرب الموارد ).
نادانستن ندانستن چیزی را و آنرا با غین معجمه نیز خوانند