لغت نامه دهخدا
عمیدالجیوش. [ ع َ دُل ْ ج ُ ] ( ع اِمرکب ) بزرگ سپاه. سردار سپاه: عمیدالجیوش را به بغداد فرستاد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 288 ).
عمیدالجیوش. [ ع َ دُل ْ ج ُ ] ( ع اِمرکب ) بزرگ سپاه. سردار سپاه: عمیدالجیوش را به بغداد فرستاد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 288 ).
بزرگ سپاه سردار سپاه