عملجات
مترادفها
کالاها، اجناس، مواد
لغت نامه دهخدا
عملجات. [ ع َ م َ ل َ/ ل ِ ] ( از ع، اِ ) ج ِ عَمَله که خود در عربی جمع است، اما در فارسی امروز بمعنی کارگر استعمال میشود.
عملجات. [ ع َ م َ ل َ ] ( اِخ ) عملجات چقاخورنشین. تیره ای از شعبه ایهاوند، از طایفه هفت لنگ، از ایل بختیاری هستند. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 73 ).
جمله سازی با عملجات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پزشکان در دوران باستان از ترکیبهای گیاهی مختلف به عنوان عملجات دارویی برای درمان بیماریهای سخت و عفونی استفاده میکردند که امروزه علمی شدهاند.
💡 در کتابهای قدیمی طب سنتی، بخش بزرگی از مطالب به معرفی انواع عملجات و روشهای صحیح ترکیب آنها برای بهبود سلامت بدن اختصاص یافته است.
💡 بسیاری از عملجات گیاهی که در گذشته استفاده میشدند، هنوز هم توسط برخی از عطاران و پزشکان طب سنتی برای درمانهای مکمل به کار میروند.