علت اوردن
مترادفها
دلیل آوردن، توجیه کردن، استدلال کردن
متضادها
بیدلیل آوردن، بیعلت آوردن
فرهنگ معین
( علت آوردن ) ( ~. وَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ۱ - عذر خواستن. ۲ - کاهلی کردن.
فرهنگ فارسی
( علت آوردن ) ( مصدر ) ۱ - عذر خواستن. ۲ - تعلل ورزیدن.