عروف

لغت نامه دهخدا

عروف. [ ع َ ] ( ع ص ) مرد دانا و کارشناس و ماهر. ( ناظم الاطباء ). عارف و دانا. ( از اقرب الموارد ). || مرد نیک شکیبا. ( از منتهی الارب ). صبور. ( اقرب الموارد ). ج، عُرف. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

مرد دانا و کارشناس و ماهر عارف و دانا

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز