عابیه
مترادفها
خوددار، سرکش
متضادها
مطیع، فرمانبردار
لغت نامه دهخدا
( عابیة ) عابیة. [ ی َ ] ( ع ص ) زن نیکوروی حسنة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). زن زیبا. گویند: جاریة عابیة. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
زن نیکو روی حسینه زن زیبا
خوددار، سرکش
مطیع، فرمانبردار
( عابیة ) عابیة. [ ی َ ] ( ع ص ) زن نیکوروی حسنة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). زن زیبا. گویند: جاریة عابیة. ( اقرب الموارد ).
زن نیکو روی حسینه زن زیبا