ظفرانگیز
مترادفها
پیروزمندانه، فاتحانه
متضادها
شکستبار، ناکام
لغت نامه دهخدا
ظفرانگیز. [ ظَ ف َ اَ ] ( نف مرکب ) پیروزی آورنده:
تیغ حلم از تیغ آهن تیزتر
بل ز صد لشکر ظفرانگیزتر.مولوی.
فرهنگ عمید
ظفرانگیزنده، پیروزی آورنده، آنچه موجب ظفر شود: تیغ حلم از تیغ آهن تیزتر / بل ز صد لشکر ظفرانگیزتر (مولوی: ۱۹۲ ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) آن چه موجب ظفر شود پیروزی آورنده.