طقفه
لغت نامه دهخدا
( طقفة ) طقفة. [ طَ ف َ ] ( اِخ ) ابن قیس غفاری. صحابی است. یا صواب طخفة به خاء معجمه، یا طغفة به غین معجمه، یا قیس بن طخفة، یا یعیش بن طخفة، یا عبداﷲبن طغفة، یا طخفةبن ابی ذر است. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با طقفه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در مراسمهای مذهبی سنتی، معمولاً طقفه نانی را به عنوان بخشی از نذورات به نیازمندان میبخشند تا در درک اهمیت بخشش و سخاوت شریک شوند.
💡 او با دقت بسیار زیادی هر طقفه از آن کیک بزرگ را به تکههای مساوی تقسیم کرد تا همه مهمانان بتوانند از طعم لذیذ آن لذت ببرند.
💡 در داستانهای قدیمی، همیشه از آن طقفه گوشتی صحبت میشد که پادشاه در مهمانیهای مجلل خود برای مهمانان بسیار ویژه و گرانبها آماده میکرد.