طفن
لغت نامه دهخدا
طفن. [طَ ] ( ع اِ ) مرگ. || بند. ( منتهی الارب ) ( منتخب اللغات ). || زندان. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با طفن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مراسم طفن و خاکسپاری آن بزرگوار با حضور جمعیتی عظیم و در سکوتی سنگین در آرامستان بزرگ شهر برگزار شد.
💡 در سنتهای قدیمی، مراحل طفن و آمادهسازی جسد با رعایت آداب مذهبی و با دقت بسیار فراوان توسط متخصصان انجام میشد.
💡 پس از پایان مراسم تدفین، بازماندگان با احساس اندوه و یاد خاطرات خوب او، به جمعآوری شدن در کنار مزار پرداختند.