طاری شدن
مترادفها
رخ دادن، پیش آمدن، مستولی شدن، پدید آمدن
متضادها
رخ ندادن، اتفاق نیفتادن
لغت نامه دهخدا
طاری شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) آمدن از جائی که ندانند. || آمدن از دور.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آمدن از جایی که ندانند یا از جایی دور.
رخ دادن، پیش آمدن، مستولی شدن، پدید آمدن
رخ ندادن، اتفاق نیفتادن
طاری شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) آمدن از جائی که ندانند. || آمدن از دور.
( مصدر ) آمدن از جایی که ندانند یا از جایی دور.