طارنوس در برخی متون تاریخی و افسانهای به عنوان نام شخص یا موجودی کهن ذکر شده است که روایت زندگی او با داستانهای اسطورهای و دیدگاههای قدیمی درباره تاریخ جهان آمیخته شده است. بر اساس نقلهایی مانند آنچه در روضةالصفا آمده، طارنوس یا جانِ موسوم به طارنوس شخصیتی است که نسل او در دوران بسیار دور و طولانی زندگی میکرده و سرنوشت او با اطاعت یا نافرمانی از دستورات الهی پیوند داده شده است. در این روایتها گفته میشود که تا زمانی که او و پیروانش از فرمانهای الهی پیروی میکردند، در رفاه و آرامش زندگی داشتند. اما با گذشت زمان و نزدیک شدن به پایان یک دوره بسیار طولانی که در باور قدما به آن «دور ثوابت» گفته میشد، بخشی از مردم به سمت نافرمانی و طغیان رفتند. در این دیدگاههای کهن، طول این دورهها بسیار طولانی و گاه دهها هزار سال تصور میشد که با محاسبات امروزی تفاوت زیادی دارد. سپس در این روایت آمده است که پس از افزایش نافرمانی، نوعی مجازات یا دگرگونی الهی رخ داد و بسیاری از افراد دچار سرنوشت سخت شدند. در مقابل، کسانی که همچنان مطیع فرمانهای الهی باقی مانده بودند، مورد لطف قرار گرفتند و وضعیت بهتری یافتند. بنابراین طارنوس در این متون بیشتر یک شخصیت تاریخی-اسطورهای است که نام او در چارچوب باورهای قدیمی درباره تاریخ و دورههای بسیار طولانی زندگی بشر مطرح شده است. این روایتها جنبه علمی امروزی ندارند و بیشتر بیانگر نگاه قدما به تاریخ، دین و نظم جهان هستند.
طارنوس
لغت نامه دهخدا
طارنوس. ( اِخ ) خواندمیر بنقل از روضةالصفا گوید: که جان موسوم به طارنوس بوده و اولاد و اعقاب او مادام که اوامر و نواهی الهی را مطیع و منقاد بودند در غایت رفاهیت روزگار میگذرانیدند و چون یک دور ثوابت نزدیک به انتها رسید، و مدّت یک دور ثوابت نزد حکماء اوایل، سی و ششهزار سال است و ابن الاعلم مدت آن را بیست وپنجهزارودویست سال یافته و محی الدین مغربی که قول او نزد علمای متأخرین حجت است بیست وچهارهزار سال گفته، آن جماعت تقریباً آغازعصیان و طغیان کرده منتقم جبار بعد از الزام حجت اکثر ارباب معصیت را به دارالبوار فرستاد، و بقیه ایشان را که ربقه اطاعت در رقبه داشتند بتجدید شریعتی عطا فرمود. ( حبیب السیر چ 1 تهران ج 1 جزو 1 ص 7 ).
فرهنگ فارسی
خواند میر بنقل از روضه الصفا گوید که جان موسوم به طارنوس بوده و اولاد و اعقاب او مادام که اوامر و نواهی الهی را مطیع و منقاد بودند.