واژه «ضیطار» در منابع لغوی عربی و فارسی به عنوان یک صفت و گاه اسم، برای توصیف فردی با ویژگیهای جسمی یا اخلاقی خاص به کار رفته است. در یک کاربرد، این واژه به معنای مردی کلانجثه، درشتاندام و فربه آمده است که بر بزرگی اندام و هیئت ظاهری او تأکید دارد. در برخی متون، «ضیطار» همچنین به معنای فردی نادان، بیخیر یا کسی که از نظر اخلاقی و رفتاری ارزشمند نیست، به کار رفته است. این واژه در معنای دیگر به بازرگانی اشاره دارد که برخلاف تجار فعال، سفر نمیکند و برای دادوستد از جایی به جای دیگر نمیرود. در این کاربرد، «ضیطار» نوعی کنایه از رکود در تجارت و نداشتن تحرک اقتصادی نیز محسوب میشود. از نظر معنایی، این واژه چندوجهی است و بسته به بافت جمله میتواند به ویژگی جسمی، اخلاقی یا شغلی فرد اشاره کند. در زبان عربی کهن، چنین واژگانی برای توصیف دقیقتر حالات انسانی در ابعاد مختلف جسمی و رفتاری به کار میرفتهاند. کاربرد این واژه در متون لغوی نشان میدهد که برای بیان مفاهیم منفی یا انتقادی نیز مورد استفاده قرار گرفته است. از نظر ساختاری، «ضیطار» واژهای توصیفی است که بار معنایی آن اغلب همراه با نکوهش یا تحقیر ضمنی است.
ضیطار
لغت نامه دهخدا
ضیطار. [ ض َ ] ( ع ص ) ضوطر. ضَیْطَر. مرد کلان جثه. فربه ناکس بزرگ سرین. || مرد شگرف بی خیر. || بازرگانی که سفر نکند و از جای خود بجای دیگر نرود برای فروختن. ( منتهی الارب ).