ضدن
لغت نامه دهخدا
ضدن. [ ض َ ] ( ع مص ) اصلاح کردن و آسان گردانیدن چیزی را. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
اصلاح کردن و آسان گردانیدن چیزی را.
ضدن. [ ض َ ] ( ع مص ) اصلاح کردن و آسان گردانیدن چیزی را. ( منتهی الارب ).
اصلاح کردن و آسان گردانیدن چیزی را.