لغت نامه دهخدا
ضائک. [ ءِ ] ( ع ص ) ناقه گرمازده که از سختی گرما پایش برگشته نتواند ران خود رابا پستان خود جمع ساختن. ج، ضُیّک. ( منتهی الارب ).
ضائک. [ ءِ ] ( ع ص ) ناقه گرمازده که از سختی گرما پایش برگشته نتواند ران خود رابا پستان خود جمع ساختن. ج، ضُیّک. ( منتهی الارب ).